نگاه به شرق، مبنای دیپلماسی ایران در آسیا
16 شهریور 1399 - 10:20
شناسه : 1605
9
مباحث ماه های اخیر درباره برنامه جامع همکاری های ایران و چین، همچنین توسعه سرمایه گذاری های هند در چابهار، تلاش ایران برای پیوستن به اتحادیه اوراسیا و سازمان شانگهای، افزایش روابط سیاسی با مالزی و موارد مشابه، بار دیگر مسئله "نگاه به شرق" را در دیپلماسی ایران مطرح کرده و این سوال در بین کارشناسان مسایل منطقه مطرح است که آیا در دنیای امروز، نگاه به شرق از یک نظریه صرف خارج شده و به یک ضرورت استراتژیک و یک راهبرد واقع گرایانه برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است؟
پ
پ
سعید خان آبادی

“در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّت‌ها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویت‌های امروز ماست. ”

این عبارات رهبر معظم انقلاب اسلامی در بهمن ۹۶ را می توان یک برنامه عملی و یک راهبرد کلیدی برای دستگاه دیپلماسی کشور در روابط خارجی ایران در ارتباط با کشورهای آسیایی قلمداد کرد.

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای “ترجیح شرق بر غرب” را یکی از اولویت های امروز ایران برای تأمین منافع اقتصادی، سیاسی و دفاعی کشور دانسته اند. این کلام معظم له همچنین اثبات می کند که مسئله نگاه به شرق در دیپلماسی آسیایی ایران تعارضی با شعار بنیادین “نه شرقی نه غربی” در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ندارد.

این رویکرد مد نظر ایشان، قطعا به معنای نفی و بی‌توجهی به غرب نیز نیست، چرا که معظم له همواره در سخنرانی های خود یکپارچه انگاشتن مفهوم غرب را رد کرده اند و مثلا میان نگاه ایران به اروپا و آمریکا تفاوت قائل شده اند.

از اینرو در سند چشم انداز ۱۴۰۴ که مورد توجه خاص ایشان بوده است نیز “تعامل سازنده با جهان” اساس سیاست خارجی ایران برشمرده شده است که خود این مسئله نیز تعریف عملگرایانه و واقع بینانه از مفهوم دیپلماسی در تفکر رهبری معظم انقلاب را اثبات می کند.

در عبارت اشاره شده، فراز “ترجیح ملّت‌ها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند” نیز بسیار قابل توجه است. کشورهای حوزه آسیای میانه و کشورهای شبه قاره هند از نظر هویتی و کشورهای اسلامی جنوب شرق آسیا از لحاظ دینی وجوه مشترک فراوانی با فرهنگ و دین و تاریخ ایران دارا می باشند.

در جزایر منطقه جاوه اندونزی هنوز هنرها و صنایع دستی با ریشه ایرانی رواج دارد و در زبان های مالایی و هندی هنوز کلمات فارسی به وفور یافت می شوند. چین و خاور دور نیز از لحاظ تاریخی و حتی اساطیری در پیوندی ناگسستنی با ایران قرار دارند. عناصر چینی در نقوش هنر ایلخانی بسیار برجسته اند، در نتیجه، عجیب نیست وقتی رسانه های ژاپنی خبری را مخابره می کنند در مورد کشف آثاری در شهر باستانی نارا که نشان می دهند که در قرن ۶ پس از میلاد اساتید ایرانی در حال تعلیم علم ریاضیات به دانشجویان ژاپنی بوده اند؛ از لحاظ دینی نیز، هویت اسلامی به فصل مشترک ایران با کشورهای مسلمان جنوب شرق آسیا تبدیل شده است.

اما علاوه بر این مشترکات در عرصه های تاریخی و فرهنگی و دینی، باید به مسئله منافع مشترک اقتصادی، سیاسی، نظامی و امنیتی در ژئوپولیتیک امروز جهان نیز توجه داشت. مثلا احیای “جاده ابریشم” (سابق) با عنوان جدید “یک کمربند، یک جاده” و “راه دریایی ادویه” نه شعارهایی نمادین، بلکه در برگیرنده منافع اقتصادی سرشار برای ایران است.

رشد روابط دفاعی با روسیه و چین نیز کنشی موثر از سوی ایران در مقابله با تهدیدات آمریکا است. همه این نکات عمق راهبردی نگاه رهبر معظم انقلاب در ترسیم چگونگی کنش دیپلماتیک جمهوری اسلامی به کشورهای آسیایی را نشان می دهند.

” ترجیح همسایه بر دور” نیز که در کلام ایشان به طور برجسته بیان شده، در سال های اخیر و در جریان دولت دکتر حسن روحانی در زمینه افزایش صادرات و توسعه مبادلات اقتصادی و مالی حتی در این شرایط تحریم ها و مشکلات کرونایی، موفقیتی بزرگ برای ایران را به ارمغان آورده است.

عملا مرزهای مشترک ایران با همسایگان متعدد، کارایی تحریم های کاخ سفید را به چالش کشیده اند. همین هفته گذشته بود که خبرگزاری ایرنا به نقل از معاون اقتصادی وزارت خارجه جمهوری اسلامی نقل کرد که ۴۷ درصد صادرات ایران به کشورهای همسایه انجام می شود. این بدان معنا است که نیمی از ارزآوری اقتصاد ایران از طریق همین سیاست “ترجیح همسایه بر دور” تامین شده است که نشان دهنده یک دستاورد بزرگ برای دیپلماسی اقتصادی کشور است.

امروزه، کارشناسان وزارت صنعت و معدن و تجارت ظرفیت بازار صادراتی کشورهای همسایه برای ایران را تا میزان ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین می زنند که فعلا فقط حدود یک پنجم این پتانسیل، بالفعل شده است.

از نمونه های دیگر در زمینه بعد ارزش اقتصادی سیاست “نگاه به شرق” می توان به افزایش صادرات ایران به اتحادیه اوراسیا اشاره کرد که در دولت روحانی تا ۱۴ درصد رشد نشان می دهد و قطعا با نهایی شدن برنامه تشکیل منطقه تجارت آزاد میان ایران و اتحادیه اقتصادی اوراسیا، صادرات دو و نیم میلیارد دلاری فعلی ایران به بازار ۱۸۳ میلیون نفری این کشورها افزایش بیشتری نیز نشان خواهد داد. ایجاد ارتباط با بانک مرکزی کشورهای اتحادیه اوراسیا نیز عملا ضامن ارتباط ایران با شبکه بانکی جهانی خواهد بود و با توجه به تنوع بازار و تنوع منابع موجود در کشورهای عضو این اتحادیه پیوستن به آن یک فرصت قابل توجه برای اقتصاد ایران ایجاد می کند و می توان از این طریق بخشی از اثر تحریم ها را جبران کرد.

قطعا ورود به اتحادیه اقتصادی اوراسیا و همکاری با این اتحادیه می تواند دروازه جدیدی برای اقتصاد ایران باشد که بتواند با سایر اعضا به راحتی روابط اقتصادی برقرار کند و یا روابط خود را توسعه دهد.

پیوستن به این اتحادیه، مزیت های اقتصادی بسیاری برای ایران به دنبال دارد که از جمله آن می توان به تخفیف های تعرفه ای برای صادرکنندگان ایرانی به کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا اشاره کرد.

همچنین از آنجا که اتحادیه اوراسیا با کاهش استفاده از دلار، سهم پرداخت های تجاری با ارز ملی را به ۷۰ درصد افزایش داده، می توان به کاهش استفاده از دلار در مبادلات تجاری خوشبین بود که این اتفاق در شرایط کنونی تحریم برای تجار ایرانی امیدوارکننده است. این توافق که بعد از دو سال مذاکره به نتیجه رسیده، از آبان ۹۸ اجرایی شده است. با ایجاد تجارت آزاد با اوراسیا، تمام کالاهای ایرانی مشمول کاهش تعرفه خواهند شد و ایران امتیازات گمرکی خاصی دریافت خواهد کرد.

از مظاهر اقتصادی دیگر “نگاه به شرق” در دیپلماسی ایران در آسیا، برنامه جامع همکاری‌های راهبردی ۲۵ ساله جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین است که موقعیت اقتصادی ایران در سازمان همکاری شانگهای را نیز تقویت نموده است.

حتی روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در گزارشی تحلیلی، برنامه جامع ۲۵ ساله همکاری های ایران و چین را اقدامی در جهت تضعیف تلاش‌های ضدایرانی دولت دونالد ترامپ برای انزوای ایران، توصیف کرده و در ادامه آورده است، این برنامه همکاری با سرمایه گذاری چینی ها، خون تازه ای در رگ‌های اقتصاد ایران جاری خواهد کرد.

براساس این برنامه همکاری، ایران و چین همکاری گسترده اقتصادی و امنیتی را ترسیم کرده‌اند که راه را برای میلیاردها دلار سرمایه گذاری چین در بخش انرژی و سایر بخش‌ها باز می‌کند. این توافق شامل سرمایه گذاری پکن در امور بانکی، ارتباطات، بنادر، راه آهن و ده‌ها طرح دیگر است.

این پیمان استراتژیک ایران و چین، عملا جمهوری اسلامی را از منافع کریدور اقتصادی چین-پاکستان نیز بهره مند خواهد کرد. چین در ابرراهبرد سیاست خارجی خود احیای جاده ابریشم را دنبال می‌کند تا درهای اقتصادش را بیش از پیش به سوی مقاصد جهانی بگشاید؛ مسیری که ایران در آن نقطه‌ای ژئواستراتژیک محسوب می‌شود و گذار جاده ابریشم از خاورمیانه و ادامه مسیر به سوی اروپا، آفریقا و آسیای غربی اهمیت ایران به عنوان یک شریک تجاری مطمئن را برای اژدهای زرد روزافزون می‌سازد.

چین بزرگترین قدرتی‌ است که هژمونی (قدرت برتر) خودخوانده آمریکا را تهدید می‌کند و ایران نیز تنها کشوری در منطقه است که سیطره آمریکا را برنمی‌تابد؛ چین و روسیه در زمینه مذاکرات هسته ای نیز کمک های شایانی به ایران رسانده اند.

صحبت از آسیا را نمی توان بدون اشاره به هند پایان داد. سخنرانی های محمد جواد ظریف در کنفرانس رایسینا در دهلی نو نشانگر توجه خاص تهران به افزایش روابط با دوست دیرین خود و تمدن شرقی آن سوی سند است.

گسترش روابط ایران با کشورهای بزرگی همچون چین و هند که به عنوان پرجمعیت‌ترین کشورهای آسیا و جهان محسوب می شوند علاوه بر اینکه به ایران در شرایط سخت تحریم کمک می کند، بلکه برای این کشورها بویژه هند می تواند فرصت مناسبی محسوب شود.

رئیس دستگاه دیپلماسی ایران همواره در نشست های مختلف آمادگی ایران را برای تعامل بیشتر با شرق اعلام و گفته است، هند در شرایط سخت در کنار جمهوری  اسلامی ایران بوده و در زمان های بهتر هم در کنار ما خواهد بود. دکتر ظریف در سخنرانی خود در همایش رایسینای سال ۲۰۱۹، با بیان این که دو کشور تعامل بلندمدت و بلکه هزاران ساله دارند، گفته بود: “حوزه‌های زیادی در بین ایران و هند مکمل هم هستند. ایران و هند برای چندین قرن با هم زندگی و همکاری کرده اند و ریشه‌های عمیقی برای جوامع تجاری ما وجود دارد. فکر می‌کنم اراده سیاسی دو دولت می‌تواند بر فایق آمدن بر چالش‌ها کمک کند. ایران قابل اعتمادترین شریک برای هند است. انرژی ایران می تواند بر شتاب اقتصادی هند بیفزاید.”

البته نماد همکاری هند و ایران سرمایه گذاری دهلی نو در توسعه بندر چابهار است. هند بر اساس نشست توافق سه جانبه چابهار در تاریخ ۲۴ دسامبر (سوم دی ماه) سال ۲۰۱۸، عملیات بخشی از بندر شهید بهشتی چابهار را بر عهده گرفت. چون پیش از آن نمایندگان سه کشور هند، ایران و افغانستان دفتر منطقه آزاد بنادر هند در چابهار را افتتاح کرده بودند.

یک بیانیه وزارت کشتیرانی هند حاکی است که کنترل فیزیکی منطقه ترمینال، تجهیزات حمل و نقل و ساختمان اداری در تاریخ ۲۹ دسامبر ۲۰۱۸ تکمیل شده بود. موافقت‌نامه ترانزیتی سه جانبه بین کشورهای ایران، هند و چابهار باهدف تسریع، تسهیل و ارتقای ترانزیت چابهار و اتصال کشور هند و افغانستان به کشورهای آسیای میانه از طریق بندر چابهار، توسعه صادرات سه کشور و ایجاد کریدور بین‌المللی بین کشورهای مذکور در خرداد ماه سال ۱۳۹۵ به امضای روسای جمهور ایران و افغانستان و نخست وزیر هند رسید.

بندر چابهار نزدیک‌ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه (افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آب‌های آزاد است و بندر چابهار در گسترش مبادلات تجاری و بازرگانی کشورهای منطقه اهمیت زیادی دارد و با اجرای این توافقنامه، چابهار به مرکز ترانزیت، انرژی و تجارت منطقه تبدیل می‌شود.

در واقع مسئله “نگاه به شرق” که از منطق علمی و اقتصادی و همچنین از ریشه های جغرافیایی، سیاسی و راهبردی در سیاست خارجی ایران برخوردار است، هویت سازی جدیدی در گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایجاد می کند.

شاید کلید گمشده رشد اقتصادی ایران را دیگر نه در پایتخت های اروپایی بلکه باید در سایه همکاری سازنده و متقابل با اقتصادهای نوظهور آسیایی جستجو و در عین حال باید اذعان کرد که نظم نوین جهانی در قرن ۲۱، دیگر نه در واشنگتن یا لندن و پاریس بلکه در گروی اتحاد ملل شرق در دهلی و پکن و تهران رقم خواهد خورد.//ایرنا

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.